ابو القاسم راز شيرازى
99
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حقّ تعالى . بعد ، عبور كرد آن مرد ، ديد راهبى را در راه - و گرم بود آفتاب - ، گفت راهب آن جوان را كه : دعا كن و بخواه از حقّ تعالى ابرى را كه سايه افكند بر ما ! گفت جوان كه : به خود حسنه و طاعتى را راهبردار نيستم كه خواهش كنم از حقّ تعالى ! پس گفت راهب : دعا مىكنم من ، و تو آمين گوى ! بعد از دعاى راهب و آمين جوان ، ظاهر شد ابرى - در كمال سرعت - و سايه كرد بر سر ايشان ؛ تا آنكه رسيدند بر سر دو راه و متفرّق شدند ، پس ابر با جوان حركت كرد . راهب به او گفت : تو بهتر از منى ! استجابت دعا از براى تو بوده نه از براى من ! پس خبر ده مرا از حال خود ! آن جوان ، خبر داد راهب را از قصد آن زن و خوف خود ، گفت راهب : خدا آمرزيد تو را ، و پاك شدى از گناهان به سبب خوف از حقّ تعالى ، پس ناظر باش به احوال خود در مستقبل ! » . پس بياب فضيلت خوف را نسبت به طاعات بدنى ؛ زيرا كه خوف ، طاعت نفس و عقل و قلب است ، و اشرف است از طاعات بدنيّه ؛ چنانكه از حضرت صادق ص وارد است كه : « از اعاجيب « 50 » وصاياى جناب « لقمان » به ولدش ، آن است كه : بترس از حقّ - عزّ و جلّ - ترسيدنى ، كه اگر نيكى و عمل ثقلين « 51 » را بياورى در نزد او ، هرآينه عذاب خواهد كرد تو را ، و اميدوار باش از حقّ تعالى به رجائى ، كه اگر بياورى او را به گناه ثقلين ، هرآينه رحمت مىكند تو را » . يعنى عمل نيك و بد را موجب ثواب و عقاب مدان ، و خوف و اميد تو ، از حقّ تعالى و به حقّ باشد كه اين دو ، بهتر از طاعات ظاهر است . بعد ، حضرت مىفرمايد : نيست عبد مؤمنى مگر آنكه در قلب او دو نور
--> ( 50 ) - جمع اعجوبه و عجيب ؛ يعنى شگفتيها ( 51 ) - جنّ و انس